وبلژیون همسفر مهدیه آرمیده
بحث و تبادل نظر در حوزه درمان اعتیاد و جهان بینی
درباره وبلاگ


جاهایی ثابت و متحرک حک می شوند تا از یاد نروند. در جای دیگر هم به طور امانت حفظ می شوند ، تا از آن جایی که ما می آییم و باز می گردیم همیشه یک روزنه موجودیت باشد. آنرا در خود حس می کنیم. به همین جهت در پی آن روان می شویم که بدانیم آنچه نمی دانیم..

مدیر وبلاگ : مهدیه آرمیده

"جهان ذهنی" مرتبط با دستور جلسه هفتگی، وادی پنجم و تأثیر آن روی من


        نتیجه تصویری برای عکس در مورد جهان ذهنی انسان

انسان در جهان های مختلفی زندگی می کند که حداقل 3 جهان را می توان به طور مشهود نظاره کرد، این 3 جهان عبارتند از: 1- جهان فیزیکی 2- جهان خواب و 3- جهان ذهن، دو جهان ابتدایی را  همه انسان ها  باآن برخورد دارند و آنها را به خوبی می شناسند اما جهان ذهنی که بسیار مهم است و تأکید زیادی بر اهمیت آن شده است  اما از دید بسیاری از انسان ها پنهان مانده است، تمام انسان ها بیشتر لحظات خود را در این جهان سپری می کنند ،  نشانه این جهان این است که هر چیزی را که دوست داریم می توانیم در زمان بسیار کوتاهی در ذهن خود متصور شویم زیرا در این جهان رخداد غیر ممکن وجود ندارد.

قبل از آفرینش انسان هستی خلق شده بود و برای  اینکه انسان بتواند کاملأ با جهان هستی ارتباط برقرار نماید و ویژگی اختیاری که به او داده شده بود را به مرحله ظهور برساند و در عمل اجرایی کند نیازمند جهانی بود که بتواند به صورت مستقل تمام چیزهایی که در بیرون وجود داشت را برای خود خلق کند و بوجود آورد، بنابراین جهان ذهنی برای انسان بوجود آمد، انسان برای رسیدن به مقام والای انسانی نیازمند ابزاری قدرتمند است که همان "جهان ذهنی" است.

جهان خواب نیز خارج از جهان ذهنی نیست زیرا در خواب ممکن است ما به مکان هایی خاص برویم یا تصاویری را ببینیم که در جهان فیزیکی قادر به دیدن آنها نیستیم این عمل توسط حس های بیرون از کالبد جسم صورت می گیرد اما در جهان ذهنی با اراده خودمان می توانیم تمام این تصاویر و مکان ها را خلق کنیم، هر چیزی در هستی همانطور که قدرت سازندگی دارد می تواند قدرت تخریب هم داشته باشد، ویژگی بسیار قدرتمندی که به انسان داده شده است یعنی جهان ذهنی نیز از این قاعده مستثنی نیست اگر انسان بتواند از این ویژگی به صورت درست و مناسب استفاده کند به  وسیله آن می تواند به درستی فکر کند ، تصمیم بگیرد و به نتایج خوبی برسد اما اگر جهت چرخش  این جهان تغییر نماید ممکن است تخریب های زیادی برای انسان بوجود آورد.

   جهان ذهنی را می توان  به سیاه چاله ها تشبیه کرد ، سیاه چاله ها در هستی اجرام بسیار فشرده شده با جرم بالایی هستند و این قابلیت را دارند که هر چیزی را به سمت خود جذب کنند حتی نور را، به دلیل داشتن این خاصیت است که  ما قادر به رؤیت آنها نیستیم چرا که ما زمانی قادر به دیدن اجسام اطراف خود هستیم که نوری از آنها به سمت ما بازتاب گردد، در نتیجه جسمی که نور نمی تواند از آن عبور نماید طبیعتأ نوری هم از خود ساطع نمی کند که ما قادر به دیدن آن باشیم، اما چگونه می توان این اجسام را مشاهده نمو؟؟   از طریق تأثیری که  این اجسام بر روی محیط اطراف خود می گذارند و اتفاقاتی که در اطراف آنها رخ می دهد می توان به وجود آنها در آن مکان پی برد.

ذهن انسان نیز این گونه است یعنی خاصیتی مانند خاصیت سیاه چاله ها را دارد،  همان طور که سیاه چاله ها همه چیز را به سمت خود جذب می کنند از ذهن انسان نیز هیچ چیز نمی تواند فرار کند، وقتی ما به مسئله ای فکر می کنیم بایستی برای آن انرژی صرف شود، تصور اشتباهی که وجود دارد  این است که بیشتر انسان ها در این باور هستند که خیال پردازی یا رؤیا پردازی هزینه ای برای انسان در بر ندارد اما  در محاسبات و تحقیقاتی که صورت گرفته به این نتیجه رسیده اند که فردی که درگیری ذهنی دارد 8 برابرفردی که در حال بیل زدن است انرژی از دست می دهد.

در ذهن انسان نیز بودجه تقسیم می شود و معین می شود که این بودجه در کجا و به چه میزان باید تخصیص داده شود.،ساختاری که بودجه را تقسیم بندی می کند به طور مستقیم می تواند در سرنوشت ما نقش مؤثری داشته باشد.

اگر بیشتر انرژی در ذهن به قسمت خواسته های نامعقول اختصاص داده شود سرنوشت مخربی را برای فرد در پی خواهد داشت اگر همچنان خواسته های نامعقول در ذهن انسان هجوم آورند همیشه ذهن مشغول موضوعاتی می گردد که تأثیری در سرنوشت او ندارد هر چند که انسان احساس می کند که این موضوعات بسیار مهم اند،پس ما باید حتمأ این نکته را فرا بگیریم که اگر خواسته های نامعقول وارد ذهن شوند انرژی و بودجه ذهن را به سمتی که خودشان تمایل دارند می کشانند و جالب است که در این شرایط ما آن عمل  را احساس می کنیم که با لذت  نیز توأم است اما لذتی که با اضطراب و ویرانی همراه است.

زمانی که تمام خواسته ها در ذهن انسان نامعقول و یا همگی معقول باشند در ذهن مشکل خاصی بروز نمی کند زیرا همگی در یک گروه هستند و دارای خواسته و هدف مشترک اند، اما زمانی که خواسته ها ترکیبی از این دو خواسته باشند یعنی هم خواسته های معقول و هم نامعقول در ذهن وجود داشته باشند مشکلات بسیار زیادی ایجاد می گردد، در حالت اول آرامشی ناشی از جهالت در مجلس حکم فرماست اما این آرامش اوایل ِ امر است در نهایت به تخریب و ویرانی دچار می گردد، فرد در این شرایط در مرحله نفس اماره قرار دارد، در حالت دوم که همه خواسته ها معقول هستند مرحله نفس مطمئنه حکم فرماست و حالت سوم مرحله نفس لوامه است که در این شرایط فرد به فشار و رنج بسیاری دچار می گردد.

اگر شخصی درگیری ذهنی دارد باید به جهان ذهنی خود آرامش را برگرداند، زمانی که انسان به موضوعی فکر می کند حتمأ جاذبه ای برای او وجود دارد که فکر آن به ذهن خطور کرده است ،باید درهستی میدان جاذبه ای وجود داشته باشد تا چیزی را به خود جذب کند، این میدان می تواند در جهت مثبت و یا منفی باشد، وقتی موضوعات منفی دائمأ به ذهن انسان می آید یعنی خواسته نامعقولی دارد با میدان جاذبه بسیار قوی که افکار و اندیشه های مربوط به آن موضوع را به خود جذب می کند،

برای خارج شدن از این میدان چه کاری باید انجام داد؟؟

اولین مورد این است که از ضد ارزش ها دوری کنیم، ضدارزش ها چه هستند؟؟ افعالی هستند که میدان های جاذبه منفی را در وجود ما تقویت می کنند، با دوری از ضد ارزش ها که اولین مرحله است می توان میدان های جاذبه را تضعیف کرد، دومین مرحله: خودداری است اما اینها به تنهایی کافی نیستند باید تکیه گاه دیگری نیز برای خود ایجاد کرد و آن تکیه گاه این است که همان طور که از ضد ارزش ها دوری می کنیم باید شروع به تقویت و ساختن قطب های نیرومند و مثبت کنیم، یعنی افکار مثبت را به خود جذب کنیم و تمرکز خود را روی نیروهای مثبت بگذاریم، زمانی که انسان شروع به دوری از ضد ارزش ها می کند چون قطب منفی در وجود انسان انرژی پتانسیل زیادی دارد دوباره انسان را به سمت خود می کشاند در این حالت شخص فشار زیادی را در درون خود احساس می کند که برای تحمل این فشار بایستی خودداری را انجام دهد و در مقابل این نیرو مقاومت کند و در ادامه تمرکز ذهن خود را روی خواسته های معقول بگذارد زیرا وقتی به خواسته های معقول بها دهیم دیگرافکار منفی وارد ذهن انسان نمی شود.

اما چه عاملی باعث می گردد که انسان به افکار منفی توجه کند؟؟

علت این امر این است که انسان افکار منفی را دوست دارد و یا به علت ویژگی طمع که در انسان وجود دارد باعث جلب توجه او به افکار و خواسته های نامعقول می گردد، انسانی که دارای حس طمع است در وجودش قطب های منفی زیادی وجود دارد و می خواهد به همه آنها دست پیدا کند و در هر لحظه به سمت یکی از این قطب ها کشیده می شود، همیشه در سرگردانی به سر می برد زیرا نمی تواند از یک سری از خواسته های خود صرف نظر کند و ازآنها بگذرد.

مرحله بعدی برای ساختن جهان ذهنی آرام، قناعت و صبر است در مرحله قناعت باید بیشترین استفاده از کمترین امکانات یا بهینه سازی را انجام داد، کسی که در مرحله جهان ذهنی قدم برمی دارد برای مؤفق شدن  لازم است که از کمترین امکاناتی  که در اختیار دارد بهترین استفاده را داشته باشد و در ادامه صبر را هم در دستورکار خود قرار دهد، در قرآن شریف آیه ای وجود دارد که می گوید:" خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی هد مگرآن قوم خواسته های نامعقول خود را کنار بگذارد" این آیه به این نکته اشاره می کند که اگر انسان نتواند از یک سری خواسته های خود چشم پوشی کند و از آنها دست بر ندارد سرنوشت او به هیچ عنوان تغییر نمی کند حتی اگر مدت زمان طولانی بگذرد و علم و آگاهی او نیز افزایش یابد.

گذشتن از برخی خواسته هاست که شرایط ذهنی انسان را تغییر می دهد در خدمت کردن نیز ما یاد می گیریم که باید از بسیاری از خواسته های خود بگذریم در زندگی بزرگان ما نیز اینگونه اتفاقات رخ داده است و آزمایشی را که در آن درگیر شده انداین بوده که بتوانند از خواسته های خود بگذرند و وقتی آنها از آن خواسته گذشتند جهش و پیشرفت در زندگی آنها بوجود آمده است، در زندگی تمام انسان ها اینگونه است اگر خوب دقت کنیم زمانی زندگی ما دچار تغییر شده است که ما از یک سری خواسته ها گذشته ایم و این چشم پوشی کردن آزمایش بسیار بزرگی است در زندگی انسان ها..

جهنم و بهشت خارج از جهان ذهنی نیست اگر مرتب در ذهن درگیری داشته باشیم ذهن به جهنم مبدل می گردد و اگر در آرامش باشد به بهشت تبدیل می شود، ذهنی که آرامش ندارد برای انسان انرژی و نفسی برای زنده ماندن  باقی نمی گذارد، دچار بی خوابی می شود و جهنم بزرگتر می شود، پس اگر جهان ذهنی از کنترل انسان خارج شود جهنم را برای انسان به ارمغان می آورد، تا زمانی که جهان ذهنی آرامی نداشته باشیم نمی توانیم با هستی ارتباط برقرار نمائیم و ازآن لذت ببریم و در نهایت کار به جایی می رسد که انسان دست به خودکشی می زند و احساس می کندکه وجودش اضافه است کسی که از هستی لذت می برد به هیچ عنوان این افکار به ذهن او خطور نمی کند...

تهیه و تنظیم: همسفر مهسا





نوع مطلب : برداشت از سی دی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic